نهلا غروي نائيني

27

محدثات شيعه ( فارسي )

فصيحترند » . « 1 » از آنچه گذشت ، نتيجة مىشود كه اروى زنى مؤمن ، نيكوكار ، خيرانديش ، عاقل واستوار در ايمان ومذهبش بود ودر گفتن حقيقت ودفاع از پيشوايش ترسى نداشت . در سرودن شعر وفصاحت كلام چنان مهارت داشت كه معاوية ودرباريانش را به عجز واداشت . سخنان بزرگان : زينب بنت فواز 38 درباره اروى مىنويسد : « كانت فريدة زمانها وبليغة عصرها وأوانها إذا خطبت أعجزت وإن تكلّمت أوجزت ، ابنة البلاغة ومعدن الفصاحة والحصافة » : « 2 » اروى عاقل زمان خويش وبليغ دوران خود بود . هنگامى كه خطبه مىخواند اعجاز مىكرد وچون سخن مىگفت ايجاز مىنمود ؛ أو فرزند بلاغت وجوهر فصاحت وعاقل روشن‌فهم بود . عمر رضا كحاله گويد : « كانت أغلظ الوافدات على معاوية بن أبي سفيان خطابا » : « 3 » اروى در ميان وارد شوندگان بر معاوية بن أبي سفيان ، خشن‌ترين خطبه‌ها وگفتار را داشت . شيخ محلاتى آورده است : « علماى أهل سنت وفود اين مخدره مجلله را بر معاوية ونقل كلمات أو را كه گزاينده‌تر از زهر أفعى بود ، نقل كرده‌اند » . « 4 » شيخ طوسي 39 ، ابن سعد وابن حجر ، نام أو را در زمره أصحاب وراويان پيامبر صلّى اللّه عليه واله ، ذكر كرده‌اند . « 5 » از چه كسى روايت كرده است : رسول الله صلّى اللّه عليه واله وعلي بن أبي طالب عليه السّلام . چه كسى از وى روايت كرده است : قتادة وانس بن مالك . أحاديث : ابن طيفور وابن عبد ربه وعمر رضا كحاله از علماى عامّه در كتابهايشان با سندى از انس بن مالك روايت كنند كه : « اروى دختر حارث بن عبد المطلب - درحالىكه پيرزنى بود - بر معاوية پسر أبو سفيان وارد شد . معاوية از أو احوالپرسى كرد ؛ اروى در جواب ( سخنانى ايراد كرد كه ترجمه قسمتى از آن چنين است ) گفت : « حال من به خير است ، لكن تو كفران نعمت كردى وبه جنگ با پسرعمويت برخاستى ونام أمير المؤمنين بر خود نهادى ، درحالىكه اين اسم حق تو نبود وترك دين گفتى وحق ديگرى را گرفتى ، حال آنكه حق تو وپدرانت نبود . سابقه‌اى در اسلام

--> ( 1 ) . بلاغات النساء : 43 ؛ العقد الفريد : 1 ، 358 . ( 2 ) . الدر المنثور في طبقات ربات الخدور : 25 . ( 3 ) . أعلام النساء : 1 ، 28 . ( 4 ) . رياحين الشريعة : 3 ، 333 . ( 5 ) . رجال طوسي : 32 ( بنت الحرث ) ؛ طبقات كبرى : 8 ، 50 ؛ الإصابة : 4 ، 221 .